تبليغاتX
طعم خوشبختي
حرف دل

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 14:30  توسط حميد | 

خدمت همه دوستاي خوبم عرض سلام و ادب دارم و بايد بگم كه همه تون  رو عاشقانه دوست دارم و از اينكه در بين شما هستم  افتخار مي كنم خيلي خوشحالم از اينكه هنوز آدمهاي خوب تو دنيا پيدا ميشن و خيلي خوبه كه ما تبديل به دوستاني شديم كه همديگه رو خوب درك مي كنيم و مي فهميم غمها و شاديهامون برامون مهمه و براي همديگه ارزش و احترام قائليم بر خودم فرض و وظيفه مي دونم كه به مناسبت امروز كه روز خانواده است ، حضور همه مون رو توي خانواده بزرگ بلاگفا تبريك بگم  اين حضور اين فضايي كه ايجاد شده رو بايد قدرشو دونست  و بدين وسيله از مديريت محترم بلاگفا هم صميمانه سپاسگذاري مي كنم ميدونين چيه حرف و پيام يكي از دوستاي خوبم منو متحول كرد اون مهربون با حرفهاي خوب ، صميمي و مهربانانه اش منو از پيله تاريكي كه دور خودم تنيده بودم رها كرد و منو به دنياي روشنايي باز گردوند بدين وسيله از  اون دوست خوبم و همه شما مهربونا تشكر مي كنم

و يه بار ديگه فرياد مي زنم :

 " همه تون رو دوست دارم و از اينكه در جمع شما دوستاي خوب وبلاگ نويس هستم به خودم مي بالم هميشه شاد ، پيروز و سربلند باشين

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 15:4  توسط حميد | 

 

سلام به همه مهربوناي دنيا

ازتون اجازه ميخوام يه بار ديگه براتون درد دل كنم ميدونم روزهاي عيده اما من اولش عيد رو به همگي دوستام ، شما خوباني كه لطف مي كنين و اين وقت عزيزتون رو مي زارين و مطالب منو مي خونين تبريك گفتم ، و قبل از اينكه شروع به نوشتن كنم ازتون يه چيز مي خوام ، فرقي نداره توي ايران عزيز باشين يا خارج اون ، فرقي نداره دختر باشين يا پسر، زن يا مرد، پير يا جوون فقط مي خوام خودتون رو جاي من بزارين و كمكم كنين و يا به عبارتي راهنمايي ام كنين پيشاپيش سپاسگزارم " حميد "

من نسبت به همه چيز نا باور شدم ، احساس مي كنم همه چيز دروغه ، همه دو رنگ و ريا شدن، هيچ كس توي اين دنيا به آدم راستشو نمي گه، خيلي ها بيشتر خودشون رو مي بينن و اگه  وقت كردن يه نگاهي هم به پيرامون خودشون مي اندازن  تا ببينن آيا تو وجود داري يا نه؟

توي اين اوضاع خدا نكنه كه بخواي يه كم روراست باشي، خدا نكنه يه كم بخواي از واقعيات بگي ، اگه از اين حرفا بزني و يا حتي خودتو به گونه اي بگيري كه طرف بدونه متوجه واقيت دروني اون هستي، اون وقته كه تو مي شي شيطان رجيم، تو تبديل به منفي باف ترين موجود دنيا ميشي و بايد توضيح بدي كه چرا اين حرف رو زدي؟ يا اون كار رو كردي؟

توي اين دنياي سراسر دروغ چه جوري ميشه زندگي كرد ؟ چه جوري ميشه نفس كشيد ؟ چطور ميشه تظاهر كرد ؟ باور كنين خسته شدم ، يه جورايي ديگه بريدم ، احساس مي كنم به يه نفر احتياج دارم كه دركم كنه ، اما ....

منتظر راهنمايي هاي خوب و ارزنده همه شما دوستان خوبم مي منونم ، يادمون باشه كه ما هر چند كه همديگه رو نميشناسيم ، اما بهترين و با ارزش ترين چيز زندگيمون كه همون وقتمون باشه رو به همديگه هديه ميديم . " پس دوستاي خوبي براي هم هستيم"

دوستتون دارم

پي نوشت ۱ : ممنونم از اينكه بهم دلداري ميدين و ممنونم از اينكه برادرانه يا خواهرانه منو نصيحت مي كنين و توي يكي از همين صحبتا بود كه تصميم گرفتم متنم رو كمي ويرايش كنم و از اين بابت ناراحت نيستم بلكه حس مي كنم درستش اينه كه آدم اشتباهات خودش رو هم بپذيره 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:8  توسط حميد | 
 

 

 

 

  

منم دل مرده از داد و شبيخون خورده از بيداد

فغانم باز بر جان و صدا تب كرده از بيداد 

سلامي باز بر پوچي ، پيامي دل خسته از بيداد

فغانم ناشي از درد و تنم تفديده از بيداد 

تو اي خوبتر خوبم  ، همدمم ، اي مرحم من

منم خسته ترين مرد و دلم تابيده از بيداد 

صدايم باز در جان و گلويم  خانه ي فرياد

من امروز را همرازم ولي تب كرده از بيداد

تو را از جان صدا كردم ولي گم شد صدا در باد 

چرا در باد مي پيچد فغان بيهوده از بيداد ؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:5  توسط حميد | 

اگر فكر مي كنيد ناتوان هستيد ناتوان خواهيد شد و اگر فكر مي كنيد كه توانا هستيد توانا خواهيد شد .

آدمي ساخته افكار خويش است فردا همان خواهي شد كه امروز مي انديشيد

اگر در اولين قدم موفقيت نصيب ما مي شد سعي و عمل ديگر معني نداشت

پيروزي نصيب كساني مي شود كه بيش از همه استقامت دارند

اگر هر روز راه را عوض كني هرگز به مقصد نخواهي رسيد

بهترين موقع براي تقويت اراده ايام جواني است

آنان كه گذشته را به خاطر نمي آورند محكوم به تكرار آن هستند .

هرگز نااميد مباش چون ممكن است آخرين كليد همه درها را بگشايد

موفقيت نصيب افراد خواب آلود  نمي گردد

اميدوارباش چون اميد همانند بال براي پرندگان است

از آينده ناراحت نباشيم بار روزانه را به منزل برسانيم

آن كه چقدرزمان داري مهم نيست آن را چگونه مي گذراني مهم است

دانش به تنهايي يك قدرت است

نعمت هاي خدا را بشماريد نه محروميت ها را

اگر بر خود مسلط باشيم فرمانرواي سرنوشت خود هستم

هرگز مطالعه را به صورت وظيفه ننگريد بلكه آن را فرصتي استتثنايي براي يادگيري بدانيد

مهم نيست كه نتيجه كار چه خواهد شد مهم آن است كه شما تمام تلاش خود را براي موفقيت انجام داده باشي

بگذار عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چه به آن مي نگري

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 7:11  توسط حميد | 

سلام

خوبين ؟

ميخوام براتون حرف بزنم ، درد دل كنم و شايدم كمي فرياد بزنم ، نمي دونم كسي اين مطالب منو مي خونه يا نه؟ اما در هر صورت براي دوستام مي نويسم اميد وارم كسي پيدا بشه با خوندن اين مطالب جواب منو بده هر چند ميد ونم درد خيلي هامون يكيه اما ميگم تا هم دل خودم خالي بشه و هم شما بدونين كه خودتون تنها نيستين شايد هم بعضي ها پيدا بشن بگن اي بابا اين كه چيزي نيست اما من ياد گرفتم مثل بجه هاي سه ساله و شايد پنج ساله زندگي كنم يعني همه چيز رو براي خودم جدي مي گيرم خيلي جدي هر چند كه بعضي ها اين حس رو نداشته باشن، هر چند كه بعضي ها بهم بخندن و هرچند كه ... و همه اينها مهم نيست مهم اينه كه توي بازي واقعي زندگي آدم رو چه جوري نگاه كنن و چه جوري با آدم رفتار كنن...

كاش آدم عاشق نمي شد و يا كاشكي وقتي عاشق مي شد همه چيز همونطوري بود كه مي خواست اما متاسفانه ويژگي عشق آزاره و اگه فرد آزار نبينه شايد نميشه اسمشو اين ( عشق )گذاشت شايد اسمش بشه دوست داشتن يا خوشبختي يا هر چيز ديگه گذاشت به هر حال من معلم اخلاق يا روانشناس نيستم كه بخوام راجع به عشق فلسفه بافي كنم فقط حرف دلم رو مي زنم اصلا حالا كه به اينجا رسيدم احساس مي كنم حس نوشتنش رو ندارم احساسم به قلبم اينقدر فشار مياره كه زبونم كند ميشه و دستام براي نوشتن با صفحه كليد ياريم نمي كنن ...

شايد بيشتر بگم خسته بشين و شايد اين حرفها براتون تكراري باشه اما يك واقعيته و ما داريم باهاش زندگي مي كنيم اين رو هم بگم من به عشق اعتقاد دارم و مثل خيلي ها ميگم آدم بدون عشق زنده نيست

اولين و مهم ترين اون عشق به خداست و چيزاي ديگه بعد از اون قرار مي گيرن و حرف آخر اينكه:

 آهاي آدم هاي خوب روي زمين

 

بدونين كه

 

تا ابد تو قلب همه جا دارين

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 17:8  توسط حميد | 
 

نمي دانم چرا وقتي صدايت مي كنم با من نمي خندي؟

نمي دانم چرا بغض صدايم را نمي فهمي؟

نمي دانم؟؟؟...

نمي دانم چرا لبخند هم رنگ غمين دارد؟

خدايا باز امشب هم دگر باران نمي بارد

دلم تبخالي از غم بر لب و فرياد بر سينه

خدا را با كه گويم اين دلم صد غصه مي بارد

خدا را با كه گويم اين دلم صد غصه مي بارد

صداي درد مي آيد

صداي ناله از پس كوچه هاي سرد مي آيد

صدا لرزيد و غم لرزيد و آن بيهوده هم لرزيد

خبر بهر نگارش بر كه فردا با ناز مي آيد

دل آن مه جبينش بار ديگر با صداي تار مي آيد 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 21:6  توسط حميد | 
 

 

بار ديگر چشم من ابري شده

بار ديگر غصه ها رنگي شده

بار ديگر ابر مي بارد چو من

من غمين و ابر مي خندد به من

ابر و باران غصه را زايل كند

قلبم اما غصه باران مي شود

نوش من . تنها نگارم . مه جبين

عشق من . تنها نگارم اي عسل

قلب من زندان عشق ناب تو

عشق تو تنها اميد قلب من

.

.

.

.

( ميدونم خيلي آبكي شده اما مهم نيست همين الان نوشتم و حرف دلمه اگه حرف دلو نگي پژمرده مي شه و مي ميره بنا بر اين حرفمومي زنم و مي گم :)

دوستت دارم

دلم برات تنگ شده

 

 نظر یادتون نره

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 18:42  توسط حميد | 

چه دلتنگم در اين غوغا

چه دلتنگم در اين فرياد

چه بيهوده غمگينم

صداي انفجاري از دور مي آيد

صداي سهمگين درد يك مرد

صداي غرش طوفان

و اين غوغا ...

و اين تشويش بيهوده

و قلبم مملو از درد است

و دوري...

شبچراغ درد هاي من

دلم تنگ است

پس فرياد بايد كرد

درد دوري را از فراق تو

دلم تنگ يك لحظه با تو بودن

كاش باز گردد

كاش با هم همنوا باشيم و با هم همنفس گرديم

كاش اين كاشكي را سرنوشتي بود

كاشكي گرمي دستت به من ميداد زندگي را

و شيرين مي شد از شهدت تمام هستيم . آينده ام

و تو شيرين تر از هر آرزويي

عسل فام و عسل رنگي

ولي در قلب من محفوظ محفوظي

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 20:17  توسط حميد | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 19:28  توسط حميد | 
 

نمي دانم كدامين يادگاري

نمي دانم كدامين سرزميني

تو آن نور قشنگ آرزويي

همايي ولي دور از زميني

منم پاي در گل آه در دل

منم وا مانده از هر آرزويي

من آن تنهاي تنها عاشق تو

منم تنها فتاده از تب تو

من آن پير و شكسته بر لب جو

تو آن سرخوش . تو آن مهوش . تو مه رو

من آن ديوانه ام بگذار و بگذر

تو  بايد بگذري بگذار و بگذر

تو با من آشنايي يا غريبه

بهر صورت مرا بگذار و بگذر

تو آفتابي . تمامي مهر و در دنيا جدايي

تو خوبي  . عين عشقي . آرزويي

بهر صورت من آن تنها فتاده

شبي بي جان كنار جوي و جاده

بهر صورت فرشته خوي من . آن نازنينم

همان تنها نگارم . انگبينم

همان زيبا بهارم  آرزويم

نبايد سر خوشي در سر نگيرد

براي چون مني ...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 19:18  توسط حميد | 

 

 

 

يكي تنها

يكي مغموم و خاموش

نگاه خسته اش بر آسمان كرد

براي خوشبختي آن نازنينش

خداوندا دعا از اعماق جان كرد

گلش آن نوگلش آن  نازينش

همان رعنا نگارش . انگبينش

به سان بلبلي مست از نگاري

به سان تنها نگار سرزميني

به مي سرمست  و از غمهاي او دور

كمي خنديد و از دوريش مسرور

 ولي تنها فقط افسوس مي خورد

ولي تنها همان تنها ترين بود

ولي تنها هنوزم عاشقش بود

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مهر 1387ساعت 20:24  توسط حميد | 

در هر صورت دوستت دارم

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1387ساعت 13:44  توسط حميد | 
چرا؟ چرا؟

چرا زبون همديگه رو نمي فهميم؟

چرا قدر لحظه هاي با هم بودن رو نمي دونيم؟

چرا نمي خواهيم باور كنيم؟

چرا نمي خواهيم اعتماد كنيم؟

چرا نمي خواهيم خودمون رو از پيله اي دور خودمون كشيديم رها كنيم؟

بياييم و دنيا رو رنگي ببينيم

باور كنيم كه غير از رنگهاي سياه و سفيد و خاكستري

رنگهاي ديگه اي هم تو دنيا وجود داره

بياييم و يه بار ديگه پنجره رو باز كنيم

و ببينيم پشت پنجره يه نفر نشسته كه چشمهاش به اين پنجره بسته خيره مونده

كسي كه باور نداره اين پنجره باز نميشه

كسي كه دلش به يه دوست داشتن خوشه

كسي كه فهميده كسي دوستش نداره

اما نمي خواد چشمش رو از روي اين پنجره بسته برداره

تو رو خدا بياييم و ...

اصلا ... هيچي ... ولش كن ....

مهم نيست

موفق باشي !!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 16:16  توسط حميد | 
خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشمسزای تکیه گهت منظری نمی​بینمبیا که لعل و گهر در نثار مقدم توسحر سرشک روانم سر خرابی داشتنخست روز که دیدم رخ تو دل می​گفتبه بوی مژده وصل تو تا سحر شب دوشبه مردمی که دل دردمند حافظ را دل از پی نظر آید به سوی روزن چشممنم ز عالم و این گوشه معین چشمز گنج خانه دل می​کشم به روزن چشمگرم نه خون جگر می​گرفت دامن چشماگر رسد خللی خون من به گردن چشمبه راه باد نهادم چراغ روشن چشممزن به ناوک دلدوز مردم افکن چشم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 14:36  توسط حميد | 
 
عســــــل بانو هنوزم پـــــــیش مـایی

اگر چـه دست تو تو دست من نیست
 

هـــــنوزم با تــــــوام تا آخـــــرین شعر

نگو وقتی واسه عاشق شدن نیست

 
حالا هـــــرجا که هســــتی باورم کن

بـــــــدون با یــــــاد تــــــو تـــنها ترینم
 

هنـــــــــــــــوزم زیـــــــر رگبار تــــرانه

کنـــــــــــــار خاطرات تـــــــو میشینم
 

 
عسل بانو عسل گیسو عسل چـشم

منــــــــو یــــــاد خـــــودم بنداز دوباره
 
بـــــــذار از ابـــــــر سنگیــــن نـگاهت

بـــــازم بـــــــارون دلـــــــتنگی ببــاره
 
 

تـــــو رفتـــــی بی من امّا من دوباره
 
دارم از تــــــــو بــــــرای تــــو مـیخونم

سکـــوت لحظـــه های تلخ رو بشکن 
 
نذار اینجا تـــــــــک و تــــــــنها بمونم
 

حالا هـــــــــر جا که هستی باورم کن

بــــــــــدون با یــــاد تــــــو تنها ترینم

هنــــــــــوزم زیـــــر رگــــــبار تــــرانه

کـــــنار خاطـــــــرات تو میـــــــشینم
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 16:13  توسط حميد | 
 4خصلت مشترک افراد شاد:
1- عتماد به نفس
      
2- توانایی کنترل خود
 
3- خوش بینی
 
4-  برون گرایی
 
عيد فطر نزديك است شاد باشيد

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 8:32  توسط حميد | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 16:7  توسط حميد | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 16:24  توسط حميد | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 16:18  توسط حميد | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 16:4  توسط حميد | 
يه سئوال بزرگ

يه نفر رو دوست دارم ولي احساس مي كنم دوستم نداره

به چند دليل:

۱ - باهام حرف مي زنه اما بيان احساس نه!!!

۲ - وقتي مطالبش رو مي خونم و نظراتش رو جاهاي ديگه  . احساس مي كنم اضافي ام

۳ - دوستش دارم ولي برام اين حق رو قائل نيست البته نه با زبان بلكه ...

 

براي همين شدم مثل يك گل رز سفيد پژمرده اي كه

گوشه يك قفسه براي يادگاري نگهداري ميشه

لطفا نظر بدين

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 9:39  توسط حميد | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 15:56  توسط حميد | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 10:13  توسط حميد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زندگي ...
چه واژه اي...
براي بعضي خيلي زيبا...
و براي ديگري خيلي زشت ...
و براي من ...
...
آميخته اي از درد، رنج، مسئوليت و خيلي چيزهاي ديگه است
بياييم با هم بودن را باور كنيم
و از هم گريزان نباشيم

نوشته های پیشین
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
پیوندها
حافظ
ميثم و غزاله
رنگ پاييز
رز سرخ
ناز ترين گل دنيا
جايي براي تفكر بيشتر
دوستت دارم
" من؟ زن ایرانی!"
الهي به اميد تو
لعنتي
خدايا به اميد تو
آغاز كسي باش كه پايان تو باشد
چند كليك براي زيبايي
آواز قوي عاشق
من دلم را به دار خواهم زد
شعر
گلصنم
آزاده
دلم براي خودم تنگ مي شود
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

............شمارش معکوس سال نو


بهترین و جدیدترین کد های جاوا

....................

Best Cod Music